کتاب های صوتی
 
کتابهای صوتی

eramdownload eramdownload eramdownload eramdownload

tanhaie_por

با اجرای بسیار زیبای سامسارا

میکس و انتخاب موسیقی: فرید حامد

زمان کل: ۴ ساعت و ۵۷ دقیقه

تنهایی پرهیاهو عنوان کتابی از بهومیل هرابال نویسنده اهل چک است. او این کتاب را در فاصله سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ نوشت و از آن‌جا که در کشورش ممنوع‌القلم بود اثر در سال ۱۹۷۶ به صورت مخفیانه منتشر شد. اولین انتشار اثر در کشور چک به سال ۱۹۸۹ برمی‌گردد. داستان، برخلاف بیشتر آثار هرابال، در دوره سلطه نظام کمونیستی رخ می‌دهد.

کتاب روایت تک‌گویی درونگرایانه یک کارگر پرس به نام آقای هانتا است. او در زیر زمینی مرطوب که انبار کاغذ باطله است روزگار می‌گذراند و کتاب‌هایی را که از سوی اداره سانسور به آن‌جا می‌آورند را خمیر می‌کند.آقای هانتا با خواندن این کتاب‌ها دنیا را به گونه‌ای دیگر می‌بیند.

ه «قصه‌ی عاشقانه»ی سی و پنج ساله‌اش که پا می‌گذاری، پر می‌شوی از کتاب. دنیایش در انبوه کتاب‌ها خلاصه شده _ و علی‌رغم اراده‌ی خودش دانشی به هم رسانده _ و آبجو _ آنقدر آبجو خورده که استخری با طول پنجاه متر یا به قد یک برکه‌ی پرورش ماهی می‌شود _ می‌نوشد تا به قلب آنچه می‌خواند بهتر راه یابد. او به مدد کتاب فهمیده است آسمان از عاطفه بی بهره است _ نه آسمان عاطفه دارد و نه انسان ِ اندیشمند _ کتاب را که می‌بیند با پیشبندش آن را پاک می‌کند، بازش می‌کند، عطر حروف چاپ شده‌اش را می‌نوشد، جملات زیبای کتاب را به دهان می‌اندازد و مثل آب‌نبات می‌مکد یا مثل لیکوری می‌نوشد. خواب‌هایش پر از کابوس کتاب است. برای کتاب‌هایش مراسم عشای ربانی به جا می‌آورد….

«تنهایی پر هیاهو» داستانی روانکاوانه_ فلسفی است، که از شخصیت هانتا و افکارش سخن می‌گوید. اما در این بین گاهی به موارد سیاسی_اجتماعی نیز اشاره می‌کند. «اگر کسی می‌خواست کتابی را خمیر کند، باید سر آدم‌ها را زیر پرس می‌گذاشت، ولی این کار فایده ای نمی‌داشت چون که افکار واقعی از بیرون حاصل می شود…تفتیش کننده‌های عقاید و افکار در سراسر جهان، بیهوده کتاب‌ها را می‌سوزانند…» که اشاره به ممنوعیت کتاب‌ها و خفقان فرهنگی ِ دوره ای از زندگی نویسنده دارد. هانتا کارگری روشن‌فکر از کشور چک _ کشوری سوسیالیستی _ است و این عاملی می شود تا خواننده در ذهن از او یک فعال سیاسی بسازد.

بهومیل در داستان از طنز پنهانی بهره می‌گیرد؛ گویی نویسنده دخالتی در این طنز نداشته و روند داستان و خود شخصیت‌ها چنین موقعیت‌هایی را به وجود می‌آورند. طنز موقعیت. انتخاب راوی ِ اول شخص، زاویه‌ی دید مناسبی برای خواننده ایجاد می‌کند و تمام لحظات تنهایی راوی برایش ملموس‌تر می‌شود. بعضی از جملات مکرر تکرار می‌شوند که ترجیع‌بند داستان را می‌سازند. آنقدر که وقتی به «سی و پنج سال است که …» برمی‌خوری خستگی سی و پنج ساله را در تن‌ات حس می‌کنی و جمله‌ی دیگر:« آسمان عاطفه ندارد.» نویسنده این‌گونه به روزها و سال‌های زندگی اشاره می‌کند که از پشت هم می‌آیند و می‌روند بی‌هیچ تغییری. هانتا تمام حواسش به عشقبازی با کتاب‌هاست و آسمان‌اش تکه ای خاکستری است از حفره‌ی بالای زیرزمین، زیرزمین نموری که در آن کار می کند. دنیای هانتا پر از کتاب است، پر از ولع خوانش کتاب، جمع آوری کتاب‌های قوی ادبی و فلسفی، اگر چه دنیای‌اش تکراری است اما این عشق به او شادی می‌بخشد، به زندگی‌اش روح می‌دهد و سرشاری عمیقی از خواندن کتاب‌ها.

پرس کردن کتاب‌ها هم دنیایی دارد، او بهترین صفحات کتاب را برای پرس باز می‌کند. تنها راه نفس عمیق در آن زیرزمین نمور و پر از موش برای او کتاب است و بس. وقتی از پرس کتاب حرف می‌زند انگار آن‌ها آدم‌هایی هستند که دستگاه، جسم و روح‌شان را می‌بلعد و استخوان های‌شان را می‌شکند. سر و کله‌ی پرس عظیم‌الجثه که پیدا می‌شود دنیای هانتا نیز تغییر می‌کند. به عشوه‌گری‌های کتاب‌ها اعتنایی نمی‌کند «نه، نه، به هیچ کتاب نباید نگاه کنی. مثل جلادی بی‌عاطفه باش». هانتا مشروب‌خوار قهاریست بطری‌ها را یکی پس از دیگری خالی می‌کند برای بهتر فکر کردن «سی و پنج سال هم هست که دارم بی‌وقفه آبجو می‌خورم. نه آن‌که از این کار خوشم بیاید. از میخواره‌ها بیزارم. می‌نوشم تا بهتر فکر کنم، تا به قلب آن‌چه می‌خوانم بهتر راه یابم…» و آنگاه که با آمدن دستگاه پرس عظیم‌الجثه پا به دنیای دیگری می‌گذارد مشروب‌خواری‌اش برای فرار است، برای فراموشی، برای دیدن دنیای زیبای کتاب‌ها در رویا. اگر چه داستان یکسره از سر و صدا پر است_ فش فش جریان آب، هلهله‌ی سیفون کشیده‌ی توالت‌ها، قل‌قل آهنگین دستشویی‌ها و جریان کف آلود وان حمام‌ها… _ و خون و بوی عرق و نم، اگر چه اثر دست‌های خونی و مگس له شده را بر پیشانی هانتا کاملاً حس می‌کنی و موش‌هایی که در آن زیرزمین نمور زندگی می‌کنند و گاهی از آستین و لباس هانتا بیرون می‌زنند، اگر چه هانتا مدت‌ها حمام نمی‌رود و تمام این صحنه‌ها موبه‌مو جلوی چشمانت رژه می‌روند، اما جمله‌هایی که خون او را به جوش می‌آورد تو را نیز متلذذ می‌کنند، آن جمله از کتاب کانت:«دو چیز ذهن مرا مدام با اعجابی فزاینده و از نو، پر می کند: آسمان پرستاره‌ی بالای سرم و قانون اخلاقی درون وجودم» یا جمله ای از کتاب تئوری آسمان‌های کانت:« در سکوت شبانه، سکوت مطلق شبانه، وقتی که حواس انسان آرام گرفته است، روحی جاودان، به نام زبانی بی‌نام با انسان از چیزهایی، از اندیشه‌هایی سخن می‌گوید که می‌فهمی ولی نمی‌توانی وصف کنی.” «تنهایی پر هیاهو» در تک گویی باقی نمی‌ماند.

هانتا از مانچا، دختران کولی، کارفرما، کشیش و … نیز سخن می‌گوید. نه صرفاً معرفی سطحی که آنها را چنان بیان می‌کند تا به شخصیت‌های چند بعدی تبدیل شوند. قسمتی از داستان در رابطه با شخصیت مانچا چنین می‌گوید: «فکرم متوجه‌ی مانچا بود که بدون آنکه خودش بداند به چیزی تبدیل شده بود که به خواب هم نمی‌دید، که به حدی دست یافته بود که هیچ کس را به آن دسترسی نبود.» هانتا با اینکه بسیار تکرار کرده بود آسمان عاطفه ندارد، اعتراف می کند «نه، آسمان عاطفه ندارد، ولی احتمالاً چیزی بالاتر از آسمان وجود دارد که عشق و شفقت است، چیزی که من مدتهاست که آن را از یاد برده‌ام.» فصل هفتم به پایان می رسد و به اندوه تنهایی عمیق هانتا فکر می‌کنی بسیاری از جمله‌ها برایت نوستالژی خوش دوران کودکی است و به خوبی حس‌اش کرده‌ای؛ با او دیگر همراه شده‌ای که دوستانه به تو یادآوری می‌کند:« رفیق، از اینجا به بعد دیگر به امید حق رها شده‌ای. دیگر خودت هستی و خودت…»

 2

مدت زمان: ۴ ساعت و ۴۴  دقیقه

با اجرای بسیار زیبای آرمان سلطان زاده

کتاب «گل های معرفت» سه داستان کوتاه است از سه مذهب مختلف. راه هایی برای کشف حقیقت و آرامش زندگی. راه هایی که چه ایمان داشته باشیم چه نداشته باشیم، بیاموزیم که زندگی را پاس بداریم. بیاموزیم که باید به خوبی اعتقاد داشت و درونی شدن این اعتقاد باعث رشد و کمال انسان می شود.

داستان اول، «میلارپا» در مذهب بودا جریان دارد. سیمون که در پاریس زندگی می کند متوجه می شود که در سالیان قبل در کالبد مردی به نام سواستیکا در صحرای تبت زندگی می کرده و دشمن میلارپا بوده و برای رسیدن به آرامش باید صدهزار بار داستان میلارپا را تعریف کند. میلارپایی که به آرامش درونی دست یافته است.

داستان دوم، «ابراهیم آقا و گل های قرآن» در مذهب اسلام جریان دارد. موسی، پسری یهودی است که زندگی سردی دارد و در اوج نا امیدی و رنج روزگار خود را می گذراند. ابراهیم آقای مسلمان، مغازه داری در محله ی آنهاست که با موسی دوست می شود. ابراهیم آقا به او درس زندگی، درس مرد شدن و درس مستقل بودن را می دهد. ابراهیم آقا به او قدرت تجربه کردن را می آموزد.

داستان سوم، «اسکار و بانوی گلی پوش» در مذهب مسحیت جریان دارد. اسکار که سرطان دارد در بیمارستان بستری است. او می داند که به زودی خواهد مرد و از ناباوری دیگران دلگیر است. مامی رز، پرستار پیر از اسکار می خواهد هر روز نامه ای به خدا بنویسد و از او هدیه ای معنوی بخواهد، هم برای خودش و هم برای دوستانش.

4

کامو در مقدمه‌ای بر این رمان می‌نویسد: دیرگاهی است که من رمان «بیگانه» را در یک جمله که گمان نمی‌کنم زیاد خلاف عرف باشد، خلاصه کرده‌ام: «در جامعۀ ما هر کس که در تدفین مادر نگرید، خطر اعدام تهدیدش می‌کند.» منظور این است که فقط بگویم قهرمان داستان از آن رو محکوم به اعدام شد که در بازی معهود مشارکت نداشت. در این معنی از جامعه خود بیگانه است و از متن برکنار؛ در پیرامون زندگی شخصی، تنها و در جستجوی لذت‌های تن سرگردان. از این رو خوانندگان او را خودباخته‌ای یافته‌اند دستخوش امواج…

کتاب گویای «بیگانه» که توسط «آلبر کامو» نگاشته و توسط «جلال آل امد و علی اصغر خبره زاده» به فارسی برگردانده شده است را می توانید هم اکنون با اجرای «آرمان سلطان زاده» بشنوید.

b6982e584636

زمان کل: ۴ ساعت و ۵۵ دقیقه

با اجرای بسیار زیبای الهه ابراهیمی

میکس و مستر و انتخاب موسیقی: فرید حامد

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد (به ایتالیایی: Lettera a un bambino mai nato) رمانی به زبان ایتالیایی از اوریانا فالاچی، نویسنده و خبرنگار ایتالیایی است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد. این کتاب با زاویه دید اول شخص و در قالب نامه‌ای از راوی داستان، یک زن جوان که گویا خود فالاچی است، با جنینی که در رحم خود باردار است نوشته شده که فرزند نازاده‌اش را از مصیبت‌های دنیا و بی‌رحمی آن می‌آگاهاند. این کتاب تا ژانویه ۲۰۰۷ بیش از ۴ میلیون نسخه (بدون احتساب کپی‌ها) فروش داسته‌است. به آنکه از تردید نمی‌هراسد به آنکه چراها را می‌جوید بی پروا از خستگی یا درد، یا مرگ. به آنکه معمای دادن یا دریغ کردن زندگی را فراروی خود قرار می‌دهد این کتاب هدیه‌ای است از یک زن برای همهٔ زنان:

امشب پی بردم که وجود داری: بسان قطره‌ای از زندگی که از هیچ جاری باشد. با چشم باز، در ظلمت محض دراز کشیده بودم که ناگهان در دل تاریکی، جرقه‌ای از آگاهی و اطمینان درخشید: آری، تو آنجا بودی. وجود داشتی. گویی تیری به قلبم خورده بود. و وقتی صدای نامرتب و پر هیاهوی ضربانش را باز شنیدم احساس کردم تا خرخره در گودال وحشتناکی از تردید و وحشت فرو رفته‌ام. سعی کن بفهمی … من از دیگران نمی‌ترسم. با دیگران کاری ندارم. از خدا هم نمی‌ترسم. به این حرفها اعتقادی ندارم. از درد هم نمی‌ترسم. ترس من از توست. از تو که سرنوشت، وجودت را از هیچربود و به جدار بطن من چسباند. هر چند همیشه انتظارت را کشیده‌ام، هیچگاه آمادگی پذیرایی از تو را نداشته‌ام و همیشه این سوال وحشتناک برایم مطرح بوده است: نکند دوست نداشته باشی به دنیا بیایی؟ نکند نخواهی زاده شوی؟ نکند روزی به سرم فریاد بکشی که: ” چه کسی از تو خواسته بود مرا به دنیا بیاوری؟ چرا مرا درست کردی؟ چرا ؟” این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

Maedehaye Zamini

با اجرای بسیار زیبای لاله

میکس و انتخاب موسیقی: فرید حامد

مائده‌های زمینی کتابی است در ستایش شادی، شوق به زندگی و غنیمت شمردن لحظات. آندره ژید در این کتاب خداوند را در همهٔ موجودات هستی متجلی می‌بیند و آزادانه و برخلاف قید و بندهای مذهب، عشق به هستی را مترادف عشق به خداوند می‌داند. او کتابش را «ستایشی از وارستگی» می‌نامد. با اینکه از آثار دورهٔ جوانی نویسنده است، وی تقریباً تمام آنچه می‌توان فلسفهٔ وی نامید در آن گنجانده است و هرچه بعداً نوشته در تعقیب اندیشه‌هایی است که در این کتاب بیان گردیده؛ یعنی امتناع از هر گونه علاقه و وابستگی و ستایش شور و عشق و نگاهی هر لحظه نو به تمام جلوه‌های هستی. ریشهٔ اندیشه‌های این کتاب را در کتاب مقدس و نوشته‌های نیچه فیلسوف و شاعر شهیر آلمانی باید جست. نشانه‌هایی از تأثیر ادبیات مشرق زمین نیز در آن دیده می‌شود. او در این کتاب چنین استدلال می‌کند که تمام امیال طبیعی، سودمند بوده، مایهٔ تندرستی است و بدون این امیال، زندگی لطف خود را از دست می‌دهد. وقتی از عملی لذت می‌برم، برای من دلیل خوبی است که آن عمل را انجام بدهم… مادامی که لبانت برای بوسیدن هنوز شیرین است، سیراب کن. چنان زندگی کن که زندگی‌ات بدون ترس از نتایج محرماتی که اخلاقیات رسمی بر تو تحمیل می‌کند، پذیرای هر رویدادی باشد.

هرچند ژید خطر افراط کاری را به خوانندهٔ کتاب خود هشدار می‌دهد و در آخر از او می‌خواهد که:

کتاب مرا به دور بینداز، مگذار متقاعدت کند! گمان مبر که حقیقت تو را کس دیگری می‌تواند برایت پیدا کند… به خود بگو که این کتاب هم چیزی نیست، مگر یکی از هزاران شیوهٔ رویارویی با زندگی. تو راه خویش را بجوی!

این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

s

درباره ی امپراطوری ایران در دوره قبل از ورود اسلام اطلاعاتی دارید؟ آیا می دانید تاریخ مکتوب ایران در این دوره، بیش از همه توسط یونانیان باستان نگاشته شده که در آن دوران از دشمنان اصلی امپراطوری ایران بودند؟!

کتاب صوتی «امپراطوری ایران» کتابی است درباره ی تاریخ ایران پیش از ورود اسلام که «دان ناردو» آن را نگاشته و «مرتضی ثاقب فر» به فارسی برگرداده است. در این کتاب نظراتی قاطع نمی یابیم چرا که مولف در پی آن نبوده است که مسئله ای مبهم یا تاریک را در این دوره روشن کند و بر نقطه های تاریک آن روشنایی بیفزاید. وی تنها به این اکتفا کرده که تاریخ هخامنشیان را تشریح کند و نگاهی اجمالی به آن بیاندازد. این کتاب ما را به درک درستی از امپراطوری های دوران باستان و رقابت ها و نبرد های آنان با یکدیگر و نیز درک روشنی از تاریخ تمدن پارس در دوران باستان قبل از ورد اسلام می رساند. تاریخی که برای پرداختن به تحلیل مسائل سیاسی، اجتماعی و تاریخی ایران همواره به آن نیاز داریم.

بخش هایی از متن کتاب:

کوروش پیروزمندانه وارد شهر شد و نخستین اعلامیه رسمی خود را به این شرح صادر کرد: «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان» کوروش با سقوط بابل، امپراطوری آن از جمله تمام جنوب بین النهرین و بیشتر منطقه فلسطین را به امپراطوری خود افزود چنان که پهناوری آن از سواحل دریای اژه در غرب تا غرب هندوستان در شرق را شامل می شد. به گفته بوسانی «مدارا و تساهل دینی کوروش، رفتار بزرگوارانه و مهربانانه ای که با دشمن مغلوب خویش داشت… مهارت و قابلیت فوق العاده او به عنوان یک فرمانده جنگی، توضیح دهنده علت ستایشی است که همه جهان، حتی بابلیان و یونانیان، نسبت به کوروش بزرگ داشته اند»

مشاهده توضیحات تکمیلی و دریافت

Abo Havaye Chand Ruze sal

«آب و هوای چند روز سال» مجموعه‌ی ۱۰ داستان از آیین نوروزی است که ۵تا از داستان‌ها پیش از این در مجله‌ی «همشهری داستان» چاپ شده بود. عنوانِ مجموعه اسم هیچ‌کدام از داستان‌های مجموعه نیست، ولی یک‌جور ارتباط حسی با همه‌ی داستان‌ها و حال‌وهوای کلی کتاب دارد، ارتباط حسی‌ای که بین داستان‌های کتاب هم حس می‌شود و در سطحی کوچک‌تر، خرده‌داستان‌های هر داستان را هم در کنار هم قرار می‌دهد.
همه‌ی داستان‌ها، داستانِ مرد جوانی است در مقابله با وضعیتی ظاهرن نه‌چندان پیچیده که حس‌هایی متناقض و غیر قابل توضیح در او برمی‌انگیزد. داستان‌ها لحظات واقعی از زندگی انسان ها، از جمله واقعیات غم انگیز آن‌ها را بدون هیچ گونه اغراق و سیاه نمایی یادآور می‌شود؛ حوادثی که شخصیت داستان‌ها هیچ اختیار و کنترلی در برابر آن‌ها ندارد و زندگی آن‌ها را به طور کلی تحت تأثیر قرار می‌دهد ودگرگون می‌سازد.آیین نوروزی از معدود نویسندگانی است که از همان کتاب اولش پیشنهاد تازه‌ای به ادبیات ما می‌دهد.و/ چشم‌به‌راه داستان‌های بعدی‌اش خواهیم بود. این کتاب گویا را می توانید در ادامه دانلود کنید.

eeee

با اجرای بسیار زیبای هما

زمان کل: ۱ ساعت و ۱۳ دقیقه

مامین سیبیریاک نویسنده ی قصه های کلاغ سیاهه در یکی از شهرهای قدیمی معدنچیان اورال بزرگ شد. او از کودکی در آن شهر قدیمی صنعتی شاهد کار طاقت فرسا ، بدمستی ها ، ظلم و بیداد ، ثروت های باد آورده ای که یکشبه برباد می رفت ، زن ، قمار و … بود. از این رو خمیرمایه ی همه ی داستان ها و قصه هایش کار کمرشکن ، سرودها و زیبایی های ساده ی سرزمین پهناور او است. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

3

با اجرای استاد علی دنیوی ساروی

کتاب گویای «آبشوران» مجموعه‌ای ا‌ست از ۱۲ داستان کوتاه «علی‌اشرف درویشیان»که نسخه ی چاپی آن نخستین بار در سال ۱۳۵۳ منتشر شد. این داستان‌ها نیز چون سایر آثار نویسنده‌، با رویکردی واقع‌گرایانه تالیف شده‌اند و نویسنده سعی کرده تا به شیوه‌ی همیشگی خود، با تمرکز بر زندگی آدم‌های فرو‌دست و حاشیه‌ای اجتماع، نوعی نقد سیاسی – اجتماعی را در پس داستان‌های خود ارائه کند. در این کتاب معضلات طبقه‌ی محروم ایران در دوران حکومت شاهنشاهی بازنمایی می‌شود.

مشاهده توضیحات تکمیلی و دریافت

Avval Mikhastam Ye Gol Be To Hadye Bedam

با اجرای بسیار زیبای محمد رضا غفاری نیا

بخش هایی از متن کتاب:

اول می خواستم یک گل به تو هدیه بدهم. / اما حس کردم هدیه ی چندان خوبی نیست!شاید کتاب بهتر باشد؟ / اما کدام کتاب؟ / بعضی هایشان خیلی سرگرم کننده بودنند, / اما بی محتوا. / باید می گشتم یک هدیه تک پیدا می کردم. / پیدا کردم تک بود,ام یک جورایی هم بی استفاده. / فکر کردم شاید یک چیزی که خودم درست کرده باشم,بد نباشد. / ولیخب ممکن بود زود از دست بر برود! / خوب یک چیز خیلی بزرگ باشد,این طوری تاثیرش بیشتر است. / اما به همین سادگی ها هم که فکر می کردم نبود. / پس یک چیز ساده تر پیدا کردم. / بامزه بود و خیلی هم خنده دار. / اما بامزگی اش طولی نکشید. / یک چیز بی خطر دور و بی آزار پیدا کردم. / و با خودم بردم. / اما حساس بود و تقریبا چیزی از آن باقی نماند. / چه غم انگیز!

این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

jeldsdgdfgd

کیمیای محبت از یک پیشگفتار و چهار بخش تشکیل شده و بخش اول با عنوان «ویژگی‌ها» از هشت فصل تشکیل شده و دربردارنده زندگی، کار و فعالیت، ایثار، تعبد، اخلاق، مسئله انتظار، دیدگاه شیخ رجبعلی خیاط درباره شعر و برخی از شاعران و پاره‏ای از دیدگاه‏های این عارف بزرگ در مسائل سیاسی و پیشگویی‏های او است.بخش دوم «جهش» نام دارد؛ این بخش از سه فصل سامان یافته و درباره نقطه عطف زندگی شیخ رجبعلی خیاط و امدادهای غیبی و کمالات معنوی وی است. بلندترین بخش این مجموعه، بخش سوم با نام «زندگانی» است و و از ۱۰ فصل سامان یافته که از سرفصل‌های روش سازندگی شیخ و اطلاع از باطن افراد، احسان به دیگران، رهنمودهای شیخ درباره نماز، رهنمودهای شیخ درباره حج، تلاش برای زیارت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تشکیل شده است.

آخرین بخش از مجموعه کیمیای محبت، به عروج ملکوتی شیخ رجبعلی خیاط اختصاص دارد؛ فرزند شیخ می‏گوید «روز قبل از وفات، پدرم سالم بود. مادرم در خانه نبود، تنها من در خانه بودم. عصر هنگام، پدرم آمد و وضو گرفت و مرا صدا زد و گفت که قدری کسل هستم، اگر آن بنده خدا آمد که لباس‌اش را ببرد، دم قیچی‏ها (یعنی پارچه‏های زایدی که بعد از دوخت لباس باقی می‏ماند) در جیبش است و سی تومان باید اجرت بدهد.»سخن شیخ به تلویح و در لفافه حاکی از این بود که او به زودی به عالم برزخ سفر خواهد کرد ولی فرزند وی از این سرّ در آن هنگام آگاه نشد. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

 

دریافت پستی کتاب

 

 

حمایت از ما

 

 

تبلیغات