کتاب های صوتی
 
کتابهای صوتی

eramdownload eramdownload eramdownload eramdownload

 زمان: ۳۵ دقیقه

این داستان، قصه ماهی سیاه کوچولویی است که عشق دیدن دریا را دارد. او تصمیم می‌گیرد تا انتهای جویباری که در آن زندگی می‌کند برود، اما در نهایت درون شکم یک مرغ ماهیخوار سر در می‌آورد. ماهی سیاه کوچولو در راه رسیدن به هدف خود شجاعت و شهامت به خرج می‌دهد و در این راه فداکاری می‌کند.

شب چله بود. ته دریا ماهی پیر دوازده هزار تا از بچه‌ها و نوه‌هایش را دور خودش جمع کرده بود و برای آنها قصه می‌گفت: “یکی بود یکی نبود. یک ماهی سیاه کوچولو بود که با مادرش در جویباری زندگی می‌کرد. این جویبار از دیواره‌های سنگی کوه بیرون می‌زد و در ته دره روان می‌شد خانهٔ ماهی کوچولو و مادرش پشت سنگ سیاهی بود؛ زیر سقفی از خزه. شب‌ها، دوتایی زیر خزه‌ها می‌خوابیدند. ماهی کوچولو حسرت به دلش مانده بود که یک دفعه هم که شده، مهتاب را توی خانه شان ببیند! مادر و بچه، صبح تا شام دنبال همدیگر می‌افتادند و گاهی هم قاطی ماهی‌های دیگر می‌شدند و تند تند، توی یک تکه جا، می‌رفتند وبر می‌گشتند. این بچه یکی یک دانه بود – چون از ده هزار تخمی که مادر گذاشته بود – تنها همین یک بچه سالم در آمده بود. چند روزی بود که ماهی کوچولو تو فکر بود و خیلی کم حرف می‌زد. با تنبلی و بی میلی از این طرف به آن طرف می‌رفت و بر می‌گشت و بیشتر وقت‌ها هم از مادرش عقب می‌افتاد.

مادر خیال می‌کرد بچه اش کسالتی دارد که به زودی برطرف خواهد شد، اما نگو که درد ماهی سیاه از چیز دیگری است! یک روز صبح زود، آفتاب نزده، ماهی کوچولو مادرش را بیدار کرد و گفت: “مادر، می‌خواهم با تو چند کلمه یی حرف بزنم”. مادر خواب آلود گفت:” بچه جون، حالا هم وقت گیر آوردی! حرفت را بگذار برای بعد، بهتر نیست برویم گردش؟ ” ماهی کوچولو گفت:” نه مادر، من دیگر نمی‌توانم گردش کنم. باید از اینجا بروم. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

زمان کل: ۵۶ دقیقه

بغل ده فقیر و بی آبی باغ بسیار بزرگی بود، آباد آباد. پر از انواع درختان میوه و آب فراوان. باغ چنان بزرگ و پردرخت بود که اگر از این سرش حتی با دوربین نگاه می‌کردی آن سرش را نمی‌توانستی ببینی. چند سال پیش ارباب ده زمین‌ها را تکه تکه کرده بود و فروخته بود به روستاییان اما باغ را برای خودش نگاه داشته بود. البته زمین‌های روستاییان هموار و پردرخت نبود. آب هم نداشت. اصلا ده یک همواری بزرگ در وسط دره داشت که همان باغ اربابی بود، و مقداری زمین‌های ناهموار در بالای تپه‌ها و سرازیری دره‌ها که روستاییان از ارباب خریده بودند و گندم و جو دیمی می‌کاشتند.خلاصه. از این حرف‌ها بگذریم که شاید مربوط به قصه ی ما نباشد.

دو تا درخت هلو هم توی باغ روییده بودند، یکی از دیگری کوچکتر و جوانتر. برگ‌ها و گل‌های این دو درخت کاملا مثل هم بودند به طوری که هر کسی در نظر اول می‌فهمید که هر دو درخت یک جنسند.درخت بزرگتر پیوندی بود و هر سال هلوهای درشت و گلگون و زیبایی می‌آورد چنان که به سختی توی مشت جا می‌گرفتند و آدم دلش نمی‌آمد آنها را گاز بزند و بخورد.باغبان می‌گفت درخت بزرگتر را یک مهندس خارجی پیوند کرده که پیوند را هم از مملکت خودشان آورده بود. معلوم است که هلوهای درختی که اینقدر پول بالایش خرج شده باشد چقدر قیمت دارد.دور گردن هر دو درخت روی تخته پاره یی دعای « وان یکاد» نوشته آویزان کرده بودند که چشم زخم نخورند.درخت هلوی کوچکتر هر سال تقریباً هزار گل باز می‌کرد اما یک هلو نمی‌رساند. یا گل‌هایش را می‌ریخت و یا هلوهایش را نرسیده زرد می‌کرد و می‌ریخت. باغبان هر چه از دستش برمی آمد برای درخت کوچکتر می‌کرد اما درخت هلوی کوچکتر اصلا عوض نمی‌شد. سال به سال شاخ و برگ زیادتری می‌رویاند اما یک هلو برای درمان هم که شده بود، بزرگ نمی‌کرد.

زمان کل: ۳۳ دقیقه

دختر پادشاه عاشق کچلی می شود که روی پشت بامشان کفتربازی می کند . و پادشاه برای منصرف کردن دخترش از این رابطه بسیار تلاش می کند که متن اصلی داستان را تشکیل می دهد. این داستان صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

s

درباره ی امپراطوری ایران در دوره قبل از ورود اسلام اطلاعاتی دارید؟ آیا می دانید تاریخ مکتوب ایران در این دوره، بیش از همه توسط یونانیان باستان نگاشته شده که در آن دوران از دشمنان اصلی امپراطوری ایران بودند؟!

کتاب صوتی «امپراطوری ایران» کتابی است درباره ی تاریخ ایران پیش از ورود اسلام که «دان ناردو» آن را نگاشته و «مرتضی ثاقب فر» به فارسی برگرداده است. در این کتاب نظراتی قاطع نمی یابیم چرا که مولف در پی آن نبوده است که مسئله ای مبهم یا تاریک را در این دوره روشن کند و بر نقطه های تاریک آن روشنایی بیفزاید. وی تنها به این اکتفا کرده که تاریخ هخامنشیان را تشریح کند و نگاهی اجمالی به آن بیاندازد. این کتاب ما را به درک درستی از امپراطوری های دوران باستان و رقابت ها و نبرد های آنان با یکدیگر و نیز درک روشنی از تاریخ تمدن پارس در دوران باستان قبل از ورد اسلام می رساند. تاریخی که برای پرداختن به تحلیل مسائل سیاسی، اجتماعی و تاریخی ایران همواره به آن نیاز داریم.

بخش هایی از متن کتاب:

کوروش پیروزمندانه وارد شهر شد و نخستین اعلامیه رسمی خود را به این شرح صادر کرد: «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان» کوروش با سقوط بابل، امپراطوری آن از جمله تمام جنوب بین النهرین و بیشتر منطقه فلسطین را به امپراطوری خود افزود چنان که پهناوری آن از سواحل دریای اژه در غرب تا غرب هندوستان در شرق را شامل می شد. به گفته بوسانی «مدارا و تساهل دینی کوروش، رفتار بزرگوارانه و مهربانانه ای که با دشمن مغلوب خویش داشت… مهارت و قابلیت فوق العاده او به عنوان یک فرمانده جنگی، توضیح دهنده علت ستایشی است که همه جهان، حتی بابلیان و یونانیان، نسبت به کوروش بزرگ داشته اند»

مشاهده توضیحات تکمیلی و دریافت

زمان: ۴۲ دقیقه

گفتار نویسنده در مورد کتاب:خواننده عزیز قصه خواب و بیداری را برای این ننوشتم که برای تو سرمشقی باشد، قصدم این است که بچه‌های هموطن خود را بهتر بشناسی و فکر کنی که چاره درد آنها چیست؟اگر بخواهم همه آنچه را که در تهران بر سرم آمد بنویسم چند کتاب می‌شود و شاید هم همه را خسته کند، از این رو فقط بیست و چهار ساعت آخر را شرح می‌دهم که فکر می‌کنم خسته کننده هم نباشد، البته مجبورم بگویم که چطور شد که من و پدرم به تهران آمدیم: چند ماهی بود که پدرم بی کار بود عاقبت مادرم و خواهرم و برادرهایم را در شهر خودمان گذاشت و دست من را گرفت و با هم به تهران آمدیم…داستان در مورد پسری است که در تخیل و واقعیت گم می شود. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

زمان: ۱ ساعت و ۲ دقیقه

این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

 

دریافت پستی کتاب

 

 

حمایت از ما

 

 

تبلیغات