از جهنم سرد شین تا بهشت ارزنتاک
آوانامه در شبکه های اجتماعی
دانلود کتاب در اپلیکیشن

از جهنم سرد شین تا بهشت ارزنتاک

(1 رای دهنده)

(دیدگاه و امتیاز خود را ثبت کنید)

برای خرید ارزی واحد پولی را از بالا به یورو تبدیل کنید
امکان دانلود :
قیمت : 7,000 تومان
امکان خرید پستی :
در حال حاضر امکان خرید پستی وجود ندارد
مشاهده فایل های دانلودی

کتابهای صوتی مشابه

توضیحات ناشر صوتی

در بخشی از این کتاب که به ورود راوی و رزمندگان ایرانی به خاک عراق مربوط است، آمده:
«بالاخره به رودخانه دریاسور رسیدیم. از شدت تشنگی سرم را توی آب رودخانه بردم و آن قدر از آن آب سرد و گوارا نوشیدم، تا سیر شدم. کفش هایم گِلی شده بود. آن ها را در رودخانه شستم. به دلیل خستگی و نداشتن راهنما و همچنین طغیان آب رودخانه، عبور از آن خیلی مشکل بود. بنابراین، به توقف در این سمت رودخانه مجبور شدیم. چند خانه متروکه در مجاورت کوه بلندی در حاشیه رودخانه قرار داشت. شب را در همان خانه ها ساکن شدیم. باران شدید تر شد و از سقف فرسوده و ترک خوردة اتاق ها مدام قطرات باران بر سرمان می چکید. سرما تا مغز استخوان نفوذ می کرد. هیچ پتویی نداشتیم. بچه ها با هر زحمتی بود، هیزم های خیس را آتش زدند و خودشان را گرم کردند. آسمان بعد از چند ساعت سروصدا آرام گرفت، و چرت ما به خوابی عمیق تبدیل شد.
صبح، چند نفر از بچه ها به نزدیک ترین روستا رفتند و با خرید آرد و دو رأس گوسفند برگشتند. با زحمت زیاد نان درست کردیم و گوسفند ها را هم ذبح کردیم. برای کباب کردن گوشت ها، هر چند نفر با هم آتش روشن کرده بودند. این کار ها تا ظهر طول کشید. بعد از ناهار و نماز، تصمیم گرفتیم از رودخانه عبور کنیم. به علت جریان شدید آب، عبور از آن به تنهایی ممکن نبود. برای همین به قسمتی از بالای رودخانه، که عمق کمتری داشت، رفتیم و با گرفتن دست های یکدیگر با تلاش زیاد از آن عبور کردیم. پاچة شلوار ها خیس شده بود. مسیرمان سربالایی بود و راه رفتن دشوار.
شب شد. فرماندهان به ما گفتند که برای عبور از جلوی پاسگاه ترکیه باید این راه را تا دامنه کوه بلندی که نزدیک آن بود، دوان دوان برویم. اما بعد از آن همه کوه پیمایی ، چه کسی توان دویدن داشت؟ فقط چند نفر از بچه ها توانستند بدوند.
صدای پارس سگ های پاسگاه ترکیه هم شنیده می شد. همین طور راه می رفتیم. دیگر برایمان اهمیتی نداشت که به دست سربازان ترکیه اسیر شویم. به دامنه آن کوه رسیدیم. اگر نیروهای ترکیه و عراق یا جانوران وحشی به ما حمله می کردند، از خودم مطمئن بودم که به علت خستگی قادر به هیچ گونه واکنشی نبودم. با خودم گفتم: «بالا تر از سیاهی که رنگی نیست. بگذار هر اتفاقی که می خواهد، بیفتد. نفسم بالا نمی آمد».

کتابهای بیشتر از نویسنده
کتابهای بیشتر از مترجم

لینک های دانلود

عنوان
حجم فایل
مدت زمان
لینک دانلود
دانلود کل کتاب به صورت یکجا (فایل فشرده)
1,007 مگابایت
09 ساعت 10 دقیقه
قسمت اول
33 مگابایت
28 دقیقه
قسمت دوم
49 مگابایت
26 دقیقه
قسمت سوم
44 مگابایت
24 دقیقه
قسمت چهارم
50 مگابایت
27 دقیقه
قسمت پنجم
49 مگابایت
26 دقیقه
قسمت ششم
52 مگابایت
28 دقیقه
قسمت هفتم
52 مگابایت
28 دقیقه
قسمت هشتم
49 مگابایت
26 دقیقه
قسمت نهم
48 مگابایت
26 دقیقه
قسمت دهم
46 مگابایت
25 دقیقه
قسمت یازدهم
45 مگابایت
24 دقیقه
قسمت دوازدهم
50 مگابایت
27 دقیقه
قسمت سیزدهم
47 مگابایت
25 دقیقه
قسمت چهاردهم
54 مگابایت
29 دقیقه
قسمت پانزدهم
50 مگابایت
27 دقیقه
قسمت شانزدهم
51 مگابایت
27 دقیقه
قسمت هفدهم
47 مگابایت
25 دقیقه
قسمت هجدهم
47 مگابایت
25 دقیقه
قسمت نوزدهم
49 مگابایت
26 دقیقه
قسمت بیستم
49 مگابایت
26 دقیقه
قسمت بیست و یکم
49 مگابایت
26 دقیقه
کاربر گرامی : لطفا برای پیگیری و رسیدگی به مشکلات احتمالی فقط و فقط از طریق بخش پشتیانی پیگیری نمایید. به گزارش ها در این قسمت ترتیب اثر داده نخواهد شد
امتیاز شما به این کتاب
داستان
گوینده
کیفیت

برای ثبت امتیاز لطفا وارد پنل کاربری خود شوید
دیدگاه شما درباره این کتاب

دیدگاههای کاربران